پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - شبيهسازى هويت - محمدی محبوبه

شبيه‌سازى هويت
محمدی محبوبه

عدم برجستگى هويت فرهنگى جمعى، يكى از موارد مطرح در مقوله هويت است كه مستلزم پژوهش در زمينه ميزان گسترش آن از طريق تمايز ميان هويت قومى درون مرزى و هويت قومى برون مرزى است و بايد ديد كه در آينده، اين عدم برجستگى تحت تأثير عوامل مختلف، چگونه خواهد بود و هويت‌هاى دينى، ملى و قومى، در صورت دست‌كارى عوامل مختلف به چه صورتى درخواهد آمد؟
به اين منظور، ابتدا بايد عوامل تأثيرگذار برهويت شناسايى، و ميزان تأثيرگذارى آن روشن گردد. برخى منشأ و عوامل تأثيرگذار بر هويت را سازه‌گرايى اجتماعى، و برخى ديگر منشأگرايى دانسته‌اند.
بنابراين، در اين دو نگرش، مفاهيم ثابت و لايتغير در مقابل مفاهيم سيال و متغير قرار مى‌گيرند؛ در نگرش اول، هويت محصول تعاملات اجتماعى است و عوامل تأثيرگذار بر آن از سطوح متفاوت برخوردار هستند كه به سطوح خرده ميانه و كلان دسته بندى مى‌شوند؛ براى دستيابى به پاسخ در زمينه سؤالاتى كه در آغاز مطرح شد، از روش‌هاى متفاوتى مى‌توان بهره برد؛ يكى از اين روش‌ها پيش‌بينى زمان آينده با استفاده از شبيه‌سازى رايانه‌اى استوار است كه اخيراً كاربرد پيدا كرده است.
اكنون يك سؤال به وجود آمده در عرصه مطالعات جامعه‌شناختى اين است كه چگونه مى‌توان با كامپيوتر رفتار موجود پيچيده‌اى مانند انسان و جامعه را مدل‌سازى كرد؟
يكى از طرح‌هاى انجام شده در دفتر طرح‌هاى ملى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، عنوان »آينده هويت‌هاى دينى، ملى و قومى، با روش شبيه‌سازى رايانه‌اى« را برخود دارد كه توسط يك پژوهش‌گر علوم اجتماعى انجام شده است.
در اين پژوهش، ابعاد »عدم برجستگى هويت فرهنگى جمعى« و نيز برجستگى هويت‌هاى فرهنگى، دينى، ملى و قومى درون مرزى و قومى فرامرزى در زمان حال، با استفاده از روش پيمايش در ميان مردم عرب خوزستان، از طريق مدل شبيه‌سازى رايانه‌اى مورد بررسى قرار گرفته است. اين مدل به پيش‌بينى تأثير متغيرهاى مستقل، »آزادى‌هاى مدنى«، »جهانى‌سازى«، »ارتباطات درون ملى« و »ارتباطات فراملى« برآينده وضعيت پديده »عدم برجستگى هويت فرهنگى« مى‌پردازد.
اين مدل شبيه‌سازى، تغييرات حاصل از تأثير متغيرها را در ٢٠٠ گام زمانى، با متوسط دو هفته، پيش بينى مى‌كند كه با اين كار مى‌توان، تغييرات مربوط به چهار تا ده سال آينده را بررسى كرد.
»مسعود عالمى« پژوهش‌گر اين طرح، كسب نتيجه صحيح از اين مدل را منوط به تكرار ١٠٠ بار آزمايش و سپس محاسبه ميانگين اطلاعات به دست آمده مى‌داند.
مدل رايانه‌اى ساخته شده و چارچوب نظرى به كار رفته در آن، بر مبناى تئورى »سازه‌گرايى اجتماعى« است. وى در جلسه‌اى درباره طرح خود، به بررسى نتايج اجمالى به دست آمده از اين پژوهش پرداخته، گفت: »نتايج حاصل، حكايت از تأثير معنادار متغيرهاى مستقل مذكور بر روى هويت‌هاى فرهنگى دارد«.
عالمى افزود: اين بررسى‌ها نشان مى‌دهد كه »افزايش زياد« متغير جهانى شدن، تأثير كاهنده شديدى بر مسئله عدم برجستگى هويت فرهنگى در ميان مردم عرب خوزستان دارد.
وى گفت: براساس يافته‌هاى اين بررسى، با »افزايش كم« ارتباطات درون ملى، هويت دينى بسيار افزايش مى‌يابد و در صورتى كه اين ارتباطات افزايش زيادى پيدا كند، در مقايسه با بقيه متغيرهاى مستقل، هويت ملى را به حداكثر خود مى‌رساند.
عالمى گفت: »افزايش زياد« ارتباطات فراملى، »كاهش زياد« برجستگى هويت‌هاى قومى درون مرزى و فرامرزى را به دنبال خواهد داشت. وى درتشريح مدل كامپيوترى به كار رفته اظهار داشت: اين مدل بر اساس PSI طراحى شده است كه اولين بار در دانشگاه پنسيلوانياى امريكا، مدل پايه (Basic) مورد استفاده قرار گرفت و تاكنون به وسيله آن، تحقيقات بسيارى درباره اروپا و خاورميانه صورت گرفته است.
اين پژوهش‌گر مسائل اجتماعى، پروژه و پژوهش خود را اين‌گونه تشريح كرد كه در شيوه بررسى اين پژوهش، سؤالات تحقيق به دو دسته تقسيم مى‌شوند؛ يكى زمان كنونى و دسته‌اى به زمان آينده مربوط است. سؤالات زمان كنونى شامل عدم برجستگى هويت فرهنگى است كه در زمان حاضر چقدر گستردگى دارد؟ آيا اصلاً مسئله اجتماعى است؟ در مورد هويت‌هاى دينى، ملى و قومى، چه تعداد و چه نسبت از جمعيت مورد نظر، اين هويت در آنها برجسته و فعال است؟
وى با فرض تمايز ميان هويت قومى و درون مرزى و هويت قومى فرامرزى مى‌گويد:
اگر ما در قوميت‌ها دقت كنيم، مى‌بينيم كه به »ما بودن« خود افتخار مى‌كنند؛ مثل عرب‌هاى داخل ايران يا كردهاى داخل ايران كه با كردها و عرب‌هاى آن طرف مرز اشتراك دارند و يك »ما«ى فرامرزى را تشكيل مى‌دهند؛ اين در واقع شكل‌گيرى »ما«ى فرامرزى است. همين مسئله در خصوص آينده نيز مطرح است كه عدم برجستگى هويت فرهنگى جمعى تحت تأثير عوامل مختلف چگونه خواهد بود؟ هويت‌هاى دينى، ملى و قومى درصورت دست‌كارى عوامل مختلف منشأگرايى است. سازه‌گرايى اجتماعى، در واقع يك پارادايم در مقابل ذهن همان عين است، مفاهيم ثابت و لايتغير است و در واقع آنچه ما مى‌بينيم و مى‌شنويم و در جهان خارج است همان در ذهن ماست؛ به همين لحاظ مفاهيم ثابت هستند، اما در سازه‌گرايى مفاهيم را محصول تعاملات اجتماعى مى‌دانيم، به همين دليل متغير و سيال است.
سازه‌گرايى اجتماعى در موضوع هويت معناى مشابه پيدا مى‌كنند؛ به اين معنا كه هويت محصول تعاملات اجتماعى است؛ يعنى براثر تعاملات اجتماعى يك هويت به وجود مى‌آيد و از بين مى‌رود يا ضعيف، قوى، سيال و متغير مى‌شود. هر فرد داراى چندگونه هويت است كه مى‌تواند از ميان آنها انتخاب كند، اما در مورد منشأگرايى بايد گفت كه منشأ هويت‌ها را طبيعى مى‌داند؛ در واقع مانند هويت‌هاى قومى مى‌گويد، منشأ خونى دارند؛ يعنى مردى كه بلوچ است تا آخر عمر بلوچ است و در اين انتخاب مختار نيست و مجبور است؛ هرچقدر هم با سايرين ارتباط برقرار كند، هيچ تأثيرى در اين موقعيت ندارد و همواره در اين حد و مرز باقى مى‌ماند و كم رنگ و پرنگ نمى‌شود.
عواملى كه روى هويت‌ها تأثير گذار هستند در كنار پارادايم‌هايى كه عنوان شد؛ يكسرى سطوح نيز دارند؛ بعضى عوامل در سطح خود هستند كه وارد حوزه روانشناسى مى‌شوند؛ يكسرى در سطح ميانه هستند كه در حوزه جامعه‌شناسى و روانشناسى وارد مى‌شوند، و يكسرى عوامل ديگر در حوزه كلان قرار مى‌گيرند كه وارد حوزه علوم سياسى مى‌شود.
اين سطوح در كنش متقابل با يك‌ديگر هويت‌هاى فرهنگى جمعى را تحت تأثير قرار مى‌دهند. ما در واقع اين كنش متقابل سطوح را در مدلى كه پژوهش ارائه داده مشاهده خواهيم كرد.
نظريه‌هاى سازه‌گرايى در سه سطح ميانه، خرد و كلان مطرح هستند؛ در سطح ميانه، هويت جمعى و فرهنگى در تاريخ و سنت سهم بيشترى داشته‌اند. نظريه هويت اجتماعى كه بسيار مشهور و معروف است، متعلق به آقاى ترنر و ديگران است كه در دو ديدگاه روانشناسى تكميلى تئورى تمايز و تئورى انتخاب برنامه مطرح مى‌شود. نظريه سازه‌گرايى كلان، نظريه‌اى است كه عمده فرضيه‌هاى پژوهش بر آن استوار است؛ از جمله: تئورى عوامل محيطى (كاورت) و قضاياى اطلاعات نمادين چلپى، روابط ميان فرهنگى، تأثير توسعه بر هويت، اعم از مثبت و منفى، استقرار جامعه مدنى و ارتباط آن با هويت‌هاى ملى و قومى، تأثير دموكراسى، تأثير شهروندى، رسانه‌ها و ارتباطات و نظريه‌هاى مختلف ديگر چه تغييرى در هويت‌ها به وجود مى‌آورد؟
در اين مدل، از تمامى پايه‌هاى نظرى به صورت كامپيوترى استفاده شده، به پيش‌بينى تأثير متغيرهاى مستقل و جهانى‌سازى، آزادى‌هاى مدنى، ارتباطات درون ملى و ارتباطات فراملى برآينده وضعيت پديده عدم برجستگى هويت فرهنگى پرداخته است. ارتباطات فراملى به دو دسته تقسيم مى‌شود؛ يك نوع زمانى است كه مردم كشور ما مى‌توانند، با تمام كشورهاى خارجى ارتباط برقرار كنند و در واقع، آنجا فرصت يكسان وجود دارد؛ ليكن هر قوميت با كشور هم قوميت خود ارتباط برقرار مى‌كند و اين به فرصتى متفاوت تبديل مى‌شود.

عدم برجستگى هويت‌هاى دينى، ملى و قومى در زمان كنونى چگونه خواهد بود؟
در اين پژوهش، براى توصيف زمان كنونى از روش پيمايش و پيش‌بينى زمان آينده از روش شبيه‌سازى استفاده شده است؛ به اين ترتيب كه ابتدا يك پيمايش صورت گرفت كه داده‌هاى اين پيمايش به عنوان توصيف زمان كنونى در نظر گرفته شد و بعد اين داده‌ها وارد مدل كامپيوترى شد و شبيه‌سازى انجام شد و به اين صورت زمان آينده پيش‌بينى گرديد.
جامعه آمارى پژوهش ايرانى‌هاى با قوميت عرب ساكن خوزستان بوده‌اند كه به شكل كلان و با حجم نمونه ٥٠٠ نفر در ٦ مرحله و در ١٤ روز انجام شده است. در روش شبيه‌سازى كامپيوترى، جامعه موجودى است دو ابعاد و پيچ در پيچ كه اگر بخواهيم شبيه‌سازى كنيم، فقط يك بعد آن را مى‌توانيم شبيه‌سازى كنيم كه آن هم به هدف ما بستگى دارد؛ بنابراين، براساس هدف پژوهش، جنبه مشخص شده مدل را ايجاد مى‌كنيم. يك سؤال متداول، به خصوص در رشته جامعه‌شناسى اين است كه چگونه مى‌توان با كامپيوتر رفتار موجود پيچيده‌اى مانند انسان و جامعه را مدل‌سازى كرد؟ در علوم عصبى، كار يك عصب گرفتن و انتقال پيام است؛ ليكن تركيب عصب‌ها رفتار موجود پيچيده‌اى مانند انسان را ايجاد مى‌كند؛ بنابراين تركيب رفتارهاى ساده، رفتار پيچيده را ايجاد مى‌كند. در مورد جامعه نيز مدل‌ها مشتمل بر عاملانى است كه رفتار هر عامل براساس قوانين ساده‌اى است كه بين عامل‌ها كنش متقابل ايجاد مى‌گردد و موجود جديدى به اسم جامعه به وجود مى‌آيد.
دوركيم مى‌گويد كه جامعه يك موجود مستقل است. ما در شبيه‌سازى اين نكته را عيناً مى‌بينيم. در واقع موجود جديدى كه از كنش متقابل عامل‌ها به وجود مى‌آيد، يك موجود كاملاً جديد است و رفتارش كاملاً مستقل از آن عامل‌ها است. و با وجود آنكه رفتار عامل‌ها ساده بوده است. اما رفتار موجودات جديد پيچيده است؛ البته نه به پيچيدگى جامعه واقعى، ولى بازهم بسيار پيچيده است.
در اين پژوهش، پارادايم سازه‌گرايى پايه مدل PSI است و كليه تئورى‌هايى كه بر پارادايم سازه‌گرايى استوار هستند، تقريباً در اين مدل استفاده شده‌اند. عناصر مدل PSI ابتدا هويت، در واقع هر عامل و كنشگرى كه در اين مدل هست، ليستى از هويت‌هاى جمعى را دارد؛ يعنى به طور ساده مى‌تواند هويت دينى، قومى ملى داشته باشد و پايه تئوريك اين مسئله را هم مى‌توانيم در بسيارى از تئورى‌هاى سازه‌گرايى پيدا كنيم. عنصر ديگر برجستگى هويت است كه در اين مدل به هر هويت يك رنگ داده شده است؛ رنگ سبز هويت دينى و رنگ آبى هويت ملى، و هر هويتى كه برجسته مى‌شود، عامل همان رنگ به شمار مى‌آيد.
در مفهوم برجستگى به طور صريح از تئورى هويت اجتماعى استفاده شده و اين عامل‌ها كه يك برجستگى هويت دارند، براساس قوانين ساده وارد كنش متقابل مى‌شوند و همين قانون‌ها تعيين مى‌كنند كه هرلحظه كدام هويت برجسته مى‌شود.
نخستين قانونى كه بر رفتار هويتى عاملان حاكم است اين است كه وقتى كه در اكثر اطرافيان يك نفر يك هويت زياد، برجسته و فعال است، آن شخص هم به آن هويت گرايش پيدا مى‌كند. مبناى نظرى اين قانون را هم مى‌توانيم در بسيارى از تئورى‌ها بيابيم كه ساده‌ترين آن در مكتب كنش‌هاى متقابل است كه اطرافيان در رفتارها و معانى، و در نهايت هويت فرد تأثير مى‌گذارند.
قانون بعدى محيط و تأثير آن به صورت كلان بر روى انسان‌ها است. جو عمومى يك جامعه، رسانه‌ها و آن چيزهايى كه مخاطب عمومى دارند، بر نگاه افراد به هويت‌هاى مختلف تأثير مى‌گذارند؛ در اين پژوهش، محيط به هر كدام از اين هويت‌ها يك عدد مثبت يا منفى مى‌دهد؛ مثلاً رسانه ملى ما نسبت به هركدام از هويت‌ها نگرشى دارد و همان نگرش را منتقل مى‌كند.
براساس تئورى كاورت، اگر چارچوب جامعه راجع به يك هنجار و هويت ابهام داشته باشد، مجموع انسان‌ها به سمت يك هويت مشترك پيش مى‌رود؛ اما اگر محيط پيوستگى داشته باشد و اگر محيط يك شوك به آن سيستم وارد كند، ممكن است يك تغيير اساسى در آن هويت رخ بدهد.
عامل ديگر، انسان‌هاى عادى يا انسان‌هاى پيشگام يا نخبه هستند. تفاوت عاملان پيشگام و عادى در آن است كه اولاً آگاه‌تر هستند؛ يعنى ليست هويتى بزرگ‌ترى دارند؛ يعنى علاوه بر هويت دينى، ملى، قومى و مذهبى ممكن است كه هويت غربى يا هويت جهانى يا هويت‌هاى ديگر هم، اضافه بر آنها داشته باشند؛ اين دسته از آدم‌ها نسبت به تغيير انعطاف‌پذيرتر هستند و اگر يك چيز جديدى بيايد، راحت‌تر مى‌پذيرند و ديگر اينكه نفوذ بيشتر به اطرافيان خود دارند. قانون ديگر، تأثير اراده شخصى عامل است، زير فقط محيط و اطرافيان تعيين كننده هويت فرد نيستند؛ بلكه خود فرد هم تصميم گيرنده است؛ بنابراين، عوامل مؤثر اين گونه دسته بندى مى‌شوند: محيط در سطح كلان، اطرافيان در سطح ميانه، و اراده فرد در سطح خرد.
مدل پژوهش (PSI) توسط لاسوويك، پروفسور علوم سياسى در دانشگاه پنسيلوانيا ساخته شده است كه خود متخصص مطالعات خاورميانه است و مطالعات بسيار زيادى را با استفاده از اين مدل در خاورميانه و اروپا انجام داده است؛ در واقع وى هويت‌هاى قومى، ملى و دينى را در كشورهاى خاورميانه بررسى كرده و آينده آنها را تحت تأثير جهانى‌سازى، بسيج نيروهاى اسلامى بنيادگرا مثل (حزب الله لبنان)، تقويت هويت امريكايى و تصانيف حكومت‌هاى معتقد منطقه بررسى كرده است.
همچنين از اين مدل، براى بررسى هويت اروپايى و آينده آن استفاده شده كه در كشورهايى مانند آلمان و فرانسه كه در آنها گرايش‌هاى ناسيوناليستى وجود دارد، چقدر هويت اروپايى مى‌تواند گسترش پيدا كند و اخيراً مسئله پاكستان با استفاده از اين مدل مورد مطالعه قرار مى‌گيرد.
در مدل (PSI) هويت‌هاى مختلف از لحاظ پراكندگى جغرافيايى توزيع مى‌شود كه تمركز بر روى خوزستان است. هويت‌هاى داخل خوزستان به اين شكل بوده كه ما ابتدا هويت‌هاى طايفه‌اى داشته‌ايم؛ بعد از رضاخان با يكسرى كارها، مقدارى هويت ملى تقويت شد و سپس هويت قومى به وجود آمد؛ يعنى به علت دشمنى كه با آنها شد، يك احساس »ما بودن« شكل گرفت.
در مسير اين پژوهش، يك سؤال اساسى اين است كه متغيرهاى ما در مدل رايانه‌اى هم داراى اثرات مشابهى هستند؟ براى يافتن پاسخ به اين سؤال، متغيرهايى چون سياست‌هاى رضاخانى و انقلاب اسلامى، به عنوان آزمايش به الگو و مدل طراحى شده وارد شد و نتيجه مثبتى از آن به دست آمد؛ پس از آنكه اعتبار مدل ثابت شد، آنگاه داده‌هاى حاصل از پيمايش را كه توصيف وضعيت كنونى است، وارد مدل شد و مطابق نقشه شهرهاى مورد پژوهش به همان شكل جغرافيايى خود وارد مدل شد و داده‌هاى هر قسمت وارد قسمت خود شد.
در نتيجه پيمايش مشخص گرديد كه ٣١/٩٨ درصد هويت دينى برجسته است (آبادان)، اما عدم برجستگى هويت و هويت‌هاى مختلف تحت تأثير عوامل مختلف در آينده چه تغييرى خواهند كرد؟
مى‌خواهم ببينيم جهانى‌سازى با آزادى‌هاى مدنى و ارتباطات درون ملى، چه تأثيرى در آينده هويت‌ها خواهد داشت؟ براى رسيدن به جواب روش آزمايش انتخاب و آزمايش در يك محيط مجازى انجام مى‌شود. متغيرهاى مستقل وارد مدل شده و به مدت ٢٠٠ گام زمانى (٥ تا ١٠ سال) در اين جامعه مصنوعى حضور پيدا مى‌كنند و پس از آن، وضعيت هويت‌ها با وضعيت مدل كنترل مى‌شود؛ يعنى در مدل آزمايش ١٠٠ بار ميانگين گرفته مى‌شود و در مورد مدل كنترل كه بدون آزادى‌هاى مدنى و يا داراى آزادى‌هاى كم است، يكصد بار اجرا و ميانگين آن گرفته مى‌شود و در نهايت بين آنها مقايسه صورت مى‌گيرد؛ از اين طريق تأثير متغيرهاى مستقل، مثل آزادى‌هاى مدنى مشاهده مى‌شود.
از متغيرهاى ديگر، ارتباطات درون ملى است كه به معناى ارتباطات ميان اقوام است كه در اين مدل، با هم قومى‌هاى خودش در خارج از كشور مقايسه مى‌شود.
در مورد جهانى شدن نيز در اين پژوهش تعريف‌هاى متعددى بررسى شده و در نهايت تعريف »افزايش تعداد« سرعت متوسط با فاصله جغرافيايى و شدت تعاملات در سطح كره خاكى در ميان افراد و نهادهاى كشور و كليه عاملان نوع بشر« انتخاب شده كه يك تعريف تركيبى است.
با عملياتى كردن اين تعريف در مدل مورد نظر، اين نتيجه به دست آمده است كه اگر جهانى‌شدن افزايش يابد، ما با نظرات متنوع‌ترى راجع به هويت‌ها برخورد خواهيم كرد، سرعت تغييرات و پيش‌بينى‌ناپذيرى تغييرات بالاتر خواهد بود؛ علاوه بر تك تك متغيرها، تأثير تعاملى ارتباطات درون ملى و آزادى‌هاى مدنى هم ديده شد. در اين مدل توانايى تقريباً منحصر به فرد شبيه‌سازى ديده مى‌شود. اين دو متغير با هم وارد مدل مى‌شوند؛ يعنى امكانات كامپيوترى اجازه مى‌دهد كه دو تا سه متغير را با هم‌ديگر كم و زياد كنيم. در مجموع يافته‌هاى پژوهشى يك دسته به زمان كنونى و يك دسته به پيش‌بينى زمان آينده مربوط است و اصطلاح درجه برجستگى و عدم برجستگى به اين معنا است كه هركدام از هويت‌ها يك درجه اهميت دارند كه به آن درجه برجستگى مى‌گويند؛ يعنى به هويتى كه درجه برجستگى‌اش بيشتر است، هويت فعال گفته مى‌شود.
دريافته‌هاى اين پژوهش مشاهده مى‌شود كه ميانگين درجه برجستگى هويت دينى بالاتر از بقيه هويت‌ها است پس از آن بومى درون مرزى و كمتر از همه هويت ملى است كه ميانگين درجه برجستگى آن ٥١/٣ است. همچنين براساس يافته‌هاى اين پژوهش، هرچه سن بالاتر مى‌رود، درجه برجستگى هويت دينى بالاتر مى‌رود و هويت قومى درون مرزى هم به همين ترتيب است. اما با هويت ملى فرامرزى رابطه معنادارى ندارند.
يافته اصلى پيمايش اين است كه عدم برجستگى هويت ٦/٦ درصد است. براساس يافته‌هاى اين پژوهش، آنچه در بسيارى از تئورى‌ها گفته شده كه ارتباطات درون ملى روى هويت‌ها تأثير منفى يا مثبت مى‌گذارد، در مدل مورد نظر پژوهش هيچ اثرى را نشان نداده و چنين فرضيه‌اى به اثبات نرسيده است.
همچنين اين پژوهش نشان مى‌دهد كه آزادى‌هاى مدنى تأثير معنادارى در عدم برجستگى ندارد؛ جهانى‌سازى تأثير منفى دارد، و همين‌طور ارتباطات درون ملى عدم برجستگى را كم مى‌كند.
در صورت برقرارى ارتباط با كشورهاى خارج، عدم برجستگى كم مى‌شود، اما ارتباط متقابل تأثير ندارد. ارتباطات درون ملى و آزادى‌هاى مدنى اگر هر دو با هم كم يا زياد شوند، عدم برجستگى را به ميزان حداقل تحت تأثير قرار مى‌دهد؛ اما اگر هر دو تا را زياد كنيم، به حداكثر خود مى‌رسد. در مورد هويت دينى، آزادى‌هاى مدنى تأثيرى شديداً منفى دارند. جهانى‌سازى تأثير معنادارى ندارد. ارتباطات درون ملى تأثير مثبت دارد. ارتباطات با كشورهاى خارجى و همين‌طور ارتباطات متقابل تأثيرى شديداً منفى دارد.
- اگر آزادى‌هاى مدنى با ارتباطات درون ملى تركيب شود، هويت دينى را به حداكثر مى‌رساند، اما افزايش آزادى‌هاى مدنى به تنهايى هويت دينى را كم مى‌كند.
هويت قومى فرامرزى، آزادى‌هاى مدنى را افزايش مى‌دهد و ارتباطات درون ملى آن را كم مى‌كند.
به طور كلى يافته‌هاى عمده پژوهش به شرح زير است:
جهانى‌سازى اگر خيلى زياد باشد، عدم برجستگى را به حداقل مى‌رساند.
ارتباطات درون ملى؛ اگر كمى افزايش پيدا كند، هويت دينى را به حداكثر خود مى‌رساند و اگر ارتباطات درون ملى خيلى افزايش پيدا كند، هويت ملى را به حداكثر مى‌رساند.
ارتباطات فراملى و فرصت يكسان، اگر شديداً زياد شود، هم هويت قومى درون مرزى و هم فرامرزى هر دو به حداقل مى‌رسند. اين يافته بيانگر آن است كه ما براى ايجاد تغيير چه بايد بكنيم؟
اگر مى‌خواهيم عدم برجستگى را كم كنيم، جهانى‌سازى بهترين انتخاب است، و اگر بخواهيم هويت دينى را بالا ببريم، ارتباطات درون ملى بهترين انتخاب است.
در اين پيمايش، فرهنگ در نظر گرفته شده، فرهنگ غيرمكتوب و شفاهى است كه اين از نقايص كار محسوب مى‌شود. گويه‌سازى براى هويت ملى دشوار است. به دليل تفاوت ديدگاه‌ها مدل PSI مدل بسيار جديدى است كه هر دو هفته يكبار در اينترنت تجديد مى‌شود. اين مدل را حتى مى‌توان براى كل ايران تجربه كرد.